تبليغاتX
سالهای ربوده شده

در جستجوی پاکی و صداقت کودکیم هستم که در گذر عمر و گردش روزگار گم شد.
و خدایی که همین نزدیکی هاست!
چهارشنبه یکم خرداد 1387

به چز خدا کی می‌دونه تو وجود هر کدوم از ماها چی می‌گذره؟! می گن حافظ لسان الغیب اینه:


هاتفی   از  گوشه   میخانه   دوش       گفت  ببخشند گنه  می   بنوش
لطف   الهی   بکند   کار     خویش        مژده   رحمت  برساند      سروش
لطف خدا  بیشتر  از جرم   ماست       نکته‌ی سربسته چه گویی خموش
این   خرد   خام   به     میخانه   بر         تا  می   لعل آردش خون   بجوش
گرچه وصالش نه به کوشش دهند        هر قدر ای دل که   توانی   بکوش
گوش من  و حلقه‌ی  گیسوی  یار         روی   من  و  خاک  در    میفروش
رندی   حافظ    گناهیست    صعب        با    کرم    پادشه   عیب      پوش
داور   دین  شاه شجاع    آنکه  کرد        روح قدس  حلقه‌ی امرش  بگوش
                             ای ملک  العرش  مرادش  بده
                             و ز خطر چشم بدش دار گوش



نوشته شده به قلم الهام در ساعت 6:46   ::   لینک مستقیم  ::  

قلب شیر!
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387

یه پست دیگه آماده کرده بودم که بذارم اما با خوندن وبلاگ چند تا از بچه‌ها شدیدا دچار عذاب وجدان شدم که چرا از قهرمانی پرسپولیس ننوشتم. علی و امیر متن پست‌هاشون رو هم با رنگ قرمز نوشتن!
از دقیقه 80 تونستم بازی رو ببینم و تا دقیقه 96 که گل قهرمانی رو زدند اصلا نمی‌دونم چه جوری نفس می‌کشیدم! از بدشانسی یه جایی هم بودم که نمی‌شد سرو صدا کرد ولی به محضی که گل زدن چنان هورایی کشیدم که حالم یه کم جا اومد بعدشم یه نفر دیگه اومد به جای منم دو تا داد معرکه کشید که هنوز صداش تو گوشم!
همه‌ش ته دلم یه صدایی می‌گفت محال خدا دل این همه آدم رو بشکنه! محال! محال! محال! و از همه این آدمها عزیزتر و با صفاتر و دوست‌داشتنی‌تر افشین قطبی بود!
خیلی این قهرمانی حال داد! اساسیِ اساسی! خیلی مخلصیم خدا!

 



»» ادامه مطلب

نوشته شده به قلم الهام در ساعت 22:37   ::   لینک مستقیم  ::  

آدمهای خوب شهر
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387

لطفا سری به اینجا بزنید!

نوشته شده به قلم الهام در ساعت 13:52   ::   لینک مستقیم  ::  

برای الهام که ...
دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387

چند شب پیش داشتم فکر می کردم الهام کی مرده! اولش فکر کردم یک ماهی میشه ولی بعد دیدم الهام سالها پیش مرده. شاید اون اتفاقات شبیه مرگ بودن ولی در تمام این سالها هر بار بخشی از وجود الهام مرده نه کشته شده!
سال سوم راهنمایی درست 11 سال پیش اردیبهشت ماه 1376. مراسم اهدای جوایز مسابقات هنرهای تجسمی استان فارس، بین اون همه آدم اسمش رو  خوندن، رفت  رو سن، استادش هم اونجا بود! جایزه‌اش رو گرفت انقدر خوشحال و هیجان زده بود که نگو! یه نوجوون 14 یا 15 ساله بود اون موقع! ولی یه رنتمایر برونکا صفت  همه چیز رو ...
ولش کن! قدیما رو ول کن. بچسب به این روزها که الهام مرده! واقعن مرده. یه مرگ واقعی و تمام عیار!
الهام آخه مگه آرزوها  و خواسته‌های تو چه حجم و فضایی از این کهکشان رو می خواست اشغال کنه؟ یکی گفته بود الهام بذار کودک شهرآشوب درونت سرک بکشه به اینور و اونور نذار از ترس نگاه‌های پیرمرد همسایه مدام سرش رو بدزده! کجایی رفیق که کودک بیچاره مرد شایدم خودکشی کرد! نمی‌دونم ولی از همون موقعی که دیگه صدای خنده‌ها و ورج و ورجه‌هاش خاموش شد، نه خاموشش کردن!دیگه معلوم بود که الهام هم مرده!

 



»» ادامه مطلب

نوشته شده به قلم الهام در ساعت 10:19   ::   لینک مستقیم  ::  

این شیاطین سرخ!
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387

عجب معرفتی داره این خدا! هرچقدر این بنده‌هاش دل ما رو کباب و برشته می‌کنند اون اساسی حال می‌ده.
منچستر سزاوار قهرمانی بود. بهترین خط حمله، بهترین خط دفاعی، بهترین گلزن، بازیهای پرهیجان و پرگل تو یه فصل استثنایی! داره خاطرات 98-99 تکرار می‌شه! 
وای هم منچستر قهرمان شد هم بازیکن مورد علاقه‌ام گل زد! شماره 11 رایان گیگز.( رایان و پائولو مالدینی و دل‌پیرو و رائول آخر تعصب هستند. دمشون گرم)
قابل توجه کتایون و محمدرضا! وجدانی قهرمانی حق منچستر بود! منصفانه قضاوت کنید!
حالا هفته آینده هم  باید منتظر یه دوئل انگلیسی بود! وای چه شود.

نوشته شده به قلم الهام در ساعت 20:42   ::   لینک مستقیم  ::  

ویژه
شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387

سفر به کودکی همراه  با خاطرات و عکسهای دیدنی و زیبای آیدین عزیز .

نوشته شده به قلم الهام در ساعت 16:15   ::   لینک مستقیم  ::